نام:قربانعلي فصيحي
درباره من:بسمه تعا لي
اين جانب قربان علي فصيحي فرزند حسنعلي در سال 1336 در قرية سياه چوب - از توابع ولايت ارزگان -  متولد شده ام. قابل ذكر است كه پدرم ، از منطقة شيرداغ ، ولسوالي مالستان، ولايت غزني بوده و از آنجا به سياه چوب كوچ نموده است.
تحصيلات ابتدايي خود را در  ولسوالي جاغوري، ولايت غزني و مزار شريف سپري نموده ام.
در سال 1356 جهت ادامة تحصيل به ايران سفر كرده ام .
تحصيلات خود را در مشهد مقدس ادامه داده ام .
اساتيد اين جانب عبارتند از: مرحوم آيت ا... شيخ سلطان تركستاني، حضرت آيت ا... شيخ اسماعيل محقق مزاري، استاد رضا زاده ، حضرت آيت ا... صالحي و حضرت آيت ا... مرتضوي.
بيش از هركسي ديگر از حضرت آيت ا.. مرتضوي و استاد صالحي استفاده برده ام.
دوران تحصيل يك دوران بسيار زيبا و فراموش ناشدني براي هر محصل مي باشد. دلمشغولي هاي حقير در دوران تحصيل ، علاوه بر درس خواندن، بوجود آمدن تشكل قوي از افراد تحصيلكردة افغانستاني بود كه در اين زمينه تلاشهايي نيز صورت مي گرفت. در دوران تحصيل انسجام و هماهنگي خوبي در بين طلاب افغانستاني بوجود آمده بود  و شخصيتهاي زيادي را مي شناسم كه بعد ها مصدر خدمت براي جامعة انقلابي واقع شدند.
از مهمترين خاطرات حقير، دستگيري تعدادي از طلاب جوان توسط ساواك آن زمان بود ، كه نشان مي داد طلاب افغانستاني مورد توجه دولت قرار گرفته و از برنامه هاي آنان دولت ايران در آن وقت وحشت كرده بود.
يكي ديگر از خاطرات دوران تحصيل ، اخلاص، صفا و صميميت در بين طلاب بود كه متأسفانه با به وجود آمدن احزاب و گروههاي جهادي و سياسي اين اخلاص و هماهنگي ، تبديل به كينه و دشمني گرديد.
در دوران تحصيل، علاوه بر درس خواندن، به كتابهاي شهيد مطهري، دكتر شريعتي، جلالالدين فارسي، سيد قطب و امام خميني علاقه داشتم.
پس از كوتاي هفت ثور، با تعدادي از برادران تصميم گرفتيم، كه در كنار درس خواندن، به آموزش نظامي اقدام نماييم و يك دورة فشردة نظامي را در سال 1358 در مشهد مقدس به پايان رسانيديم.
علاوه بر آموزش نظامي، به فرا گيري فن خطابه و نويسندگي نيز تلاش نموديم.
در آن زمان اين چيز ها ضروري به نظر مي آمد.
فعاليتهاي فرهنگي و سياسي داشته ام كه به برخي از آنها اشاره مي نمايم
الف- فرهنگي :
1- تبليغ در ميان مهاجرين و انصار به مناسبتهاي مختلف.
2- تدريس تاريخ اسلام، اصول عقايد و اخلاق اسلامي.
3- برگزاري محافل و مجالس فرهنگي و سياسي .
4- نوشتن مقالات سياسي و علمي در نشريات مهاجرين.
5- مدريت نشريه هفته نامه بياد وحدت به مدت هفت سال.
6- سهم گيري در نوشتن تفسير راهنما، از هاشمي رفسنجاني.
7- نوشتن مقالات علمي در فصلنامه پژوهشهاي قراني (دفتر تبليغات اسلامي)
8- سخنراني در مراسم برائت از مشركين در مكه معظمه، به نمايندگي از مهاجرين.    
ب – سياسي:
1- برپايي محافل سياسي، كه سيمينار گرامي داشت از شهيد بلخي براي اولين بار در ايران از آن جمله است.
2- سازماندهي تظاهرات عليه رژيم ماركسيستي كابل، در مشهد مقدس.
3- عضويت در احزاب جهادي، همانند پاسداران جهاد اسلامي و حزب وحدت اسلامي.
4- قبول مسؤليت دفتر نما يندگي پاسداران جهاد در مشهد مقدس.
5- مسؤليت بخش تحقيقات در حزب وحدت اسلامي.
6- منشي شوراي نمايندگي حزب وحدت در تهران.
7- مسؤل كميسيون فرهنگي حزب وحدت در مشهد.
8- مسوليت نظارت بر عملكرد پرسنل دفتر حزب در مشهد.
9- مسؤليت جمع آوري كمكهاي مردمي براي حزب وحدت .
اگر فرصت و زمينه برايم فراهم گردد، بسيار علاقه مند به كار تحقيق در رابطه با فقه اسلامي به صورت فقه مقارن مي باشم، و نيز علاقه مندم كه در باره آمار شهداي انقلاب اسلامي افغانستان ، و حوادث كه در سالهاي جهاد اتفاق افتاده است ، كار نمايم.
در پايان ، آنچه كه در اين مدت به آنها رسيده ام ، لازم مي بينم براي جوانان عزير متذكر گردم:
الف – قبل از هر چيز ، ضرورت دارد كه انسان خود را از هر جهت بسازد ، زيرا انسان اگر ساخته نشده باشد ممكن است به سادگي از مسير اصلي منحرف گردد.
ب – هيچگاه بر ديگران متكي نباشند، زيرا ممكن است با تغيير سياست و يا يار گيري جديد، بر زمين بيفتند.
ج – در انتخاب دوستان و همكاران دقت زياد صورت گيرد، و از دوستان فرصت طلب جداً بپرهيزند.
والسلام